نویسنده: طیبه(تارا) خسروی

اصطلاح افسردگی در صحبت های معمولی برای توصیف یک حالت احساسی، واکنش نسبت به یک موقعیت و یک سبک اختصاصی مشخص مورد استفاده قرار می گیرد. افسردگی و افسردگان هر دو معمولا با غم و اندوه شناخته شده اند. هیچ صفت شخصیتی واحدی نیست که فردی را مستعد افسردگی سازد. این به آن معناست که افراد با هر الگوی شخصیتی ممکن است دچار افسردگی شوند. آخرین وقایع پراسترسی که هر فرد از سر می گذراند (چه وقایع فردی و چه جمعی) می توانند قوی ترین عامل برای شروع افسردگی باشند. کمبود و رنج، اجزای اجتناب ناپذیر زندگی هستند؛ وقتی دچار این دو موقعیت می شویم یعنی با کمبودی روبه رو می شویم و رنج می کشیم اغلب مکدر، غمگین، ناامید، بی علاقه و منفعل هستیم؛ این احساس ها در اغلب افراد بعد از سپری شدن رویداد و عادت کردن به موقعیت جدید نا پدید می شوند، اما برخی دیگر این گونه نیستند، در افسردگی بالینی، فراوانی، شدت و مدت نشانه های افسردگی با موقعیت زندگی فرد تناسب ندارند.