برخی از مدل های اختصاصی رفتار درمانی شناختی درباره خودافشایی درمانگران در فرآیند درمان به ارائه ایده هایی پرداخته اند. در رفتاردرمانی دیالکتیکی اعتقاد براین است که خودافشایی جنبه مهمی از اتحاد درمان به شمار می رود. اگر درمانگر در فرآیند رفتار درمانی دیالکتیکی بتواند به موقع و مناسب خود افشایی کند، مرزبندی های رابطه درمانی محکم تر می گردد. با این حال اگرچه درباره اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی تا به حال پژوهش متعددی صورت گرفته است امّا درباره این جنبه از درمان (خودافشایی درمانگر) هنوز پژوهش های دقیق و کارگشایی انجام نشده است. هدف تکنیک ها در رویکرد طرح واره درمانی ، بازوالدینی  حدومرزدار است. به عبارتی قرار است طرح واره درمانگر بزرگسال سالمی باشد که مراجع در فرآیند درمان  او را جایگزین ذهنیت های ناکارآمد خودسازد. به همین دلیل یانگ و همکارانش (۲۰۰۳) اعتقاد دارند درمانگر بسته به طرح واره ناسازگار مراجع می تواند برخی از هیجان ها ، افکار و تجارب خودش را با مراجع در میان بگذارد. مک کالو بنیان گذار مدل تحلیل شناختی و رفتاری است. مک کالو اعتقاد دارد که خودافشایی بخشی مهمی از درمان تلقی می شود مخصوصا زمانی که قرار است مراجع را از اثر رفتارش آگاه کنید. او اعتقاد دارد که می توان به مراجع چنین جمله ای گفت : وقتی با من تماس چشمی ندارد. احساس می کنم که انگار در جلسه حضور ندارم . مراجع از طریق خود افشایی درمانگر به تدریج به تمایز آفرینی بین فردی دست می یابد و درمانگر را مثل افراد آسیب زای زندگی خود نگاه نمی کنند.