گروه روانشناسی راز رویش

آگاهی کلید درمان است.

لوگو برگ

راز رویش یک واحد روانشناسی مشاوره‌ای، آموزشی و پژوهشی است که در گروه پژوهشی کودک و نوجوان با مجوز رسمی از وزارت علوم تحقیقات و فناوری با مدیریت مونا فدایی از سال ۱۳۹۷ آغاز به کار کرده است. این واحد با استفاده از ابزارهای جدید آموزشی از جمله فضای مجازی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی و تحلیلی در پی آشنایی هر چه بیشتر عموم مردم با مباحث علمی روز در روانشناسی و به طور خاص شخصیت‌شناسی با نگاهی جدید است.

ادامه

شکستن دورهای تکرار چگونه ممکن است؟ چرخه تکرار چیست؟

همه ما در زندگی الگوهایی داریم که بارها و بارها تکرار می‌شوند—گاه سازنده و گاه ویرانگر.
اما چرا این اتفاق می‌افتد؟ و مهم‌تر از آن، آیا می‌توان این چرخه‌ها را شکست؟ در روان‌شناسی، چرخه‌های تکرار (repetition compulsion) به رفتارها، افکار یا الگوهای هیجانی‌ای اشاره دارد که فرد، اغلب ناآگاهانه، به‌صورت مداوم بازتولید می‌کند؛ حتی زمانی‌که آن‌ها به خود یا روابطش آسیب می‌زنند. این تکرارها می‌توانند در روابط عاطفی، سبک زندگی، یا حتی شیوه‌ی درک و تفسیر ما از خودمان دیده شوند.

برای مثال، فردی که در کودکی نادیده گرفته شده، ممکن است بارها وارد روابطی شود که در آن احساس طردشدگی را دوباره تجربه کند. دلیل این تکرار لزوماً لذت یا اختیار نیست، بلکه آشنابودن این وضعیت برای ذهن است—ذهن تمایل دارد به چیزهایی بازگردد که برایش قابل پیش‌بینی‌اند، حتی اگر دردناک باشند.

اما تکرار همیشه منفی نیست. مغز ما از طریق تکرار، یادگیری را تثبیت می‌کند و مسیرهای عصبی را تقویت می‌نماید. عادت‌هایی مثل سحرخیزی، مدیتیشن، یا گفت‌وگوی درونی مثبت، وقتی مکرر تمرین شوند، به بخشی از هویت ما تبدیل می‌شوند. همان‌طور که تکرار مداوم افکار منفی، الگوی ذهنی ما را در جهت فرسایش روانی شکل می‌دهد، تکرار آگاهانه رفتارها و افکار سالم می‌تواند مسیر عصبی جدیدی بسازد.

بنابراین، آن‌چه ما در زندگی‌مان تکرار می‌کنیم، آینده‌ی روانی ما را شکل می‌دهد.

چگونه یاد می‌گیرید؟

فرآیند یادگیری برای مردم به روش‌های مختلف است. برای مثال شرطی سازی کلاسیک نوعی یادگیری است که ناخودآگاه اتفاق می‌افتد و حتی در خصوص تربیت حیوانات خانگی هم جوابگو هست. رفتاری که با تقویت کننده جفت شود، در اصل آن رفتار را به تکرار تشویق می‌کند. در اصل شرطی سازی عملیاتی یادگیری از طریق یک سری پاداش و مجازات است. یادگیری کلامی شامل ارتباط شما از طریق نشانه‌ها، تصاویر، کلمات یا نمادها است. یادگیری مشاهده‌ای از طریق مشاهده و تقلید از دیگران اتفاق می‌افتد. شما همچنین می‌توانید از طریق آزمون و خطا، بینش و مجازات یاد بگیرید. آشنایی با فرآیندهای یادگیری برای به وجود آوردن عادات خوب و دورهای تکرار مثبت، لازم است. در نهایت شما یاد می‌گیرید، این اطلاعات جدید را در زندگی روزمره خود ادغام کنید. با این حال، غالباً چرخه‌ها را تکرار می‌کنید حتی وقتی به خود بگویید این کار را نمی‌کنید. به نحوه رفتار والدین خود فکر کنید؛ چند بار گفته‌اند من سر فرزندم فریاد نمی‌زنم؟ اما در نهایت شما بارها و بارها شاهد تکرار این کار توسط آن‌ها بوده‌اید. در اصل چرخه تکرار مدام تکرار می‌شود و در نهایت شما متعجب می‌شوید که چرا مدام این کار را تکرار می‌کنید؟ شکستن دورهای تکرار می‌تواند کمی چالش برانگیز باشد اما در صورت بروز دورهای تکرار مطلوب ، شما نتیجه خوبی در زندگی خود خواهید دید. در حقیقت شما اول باید یاد بگیرید تا رفتارهای نادرست علیه خود را شناسایی کنید.

تهیه و تقویت

این تکرار به تمام روش‌هایی که یاد می‌گیرید از جمله تهیه و تقویت برمی‌گردد. همچنین شامل لذت بردن از پاداش و تحمل درد مجازات می‌شود. وقتی همه چیز را امتحان می‌کنید، منتظر نتیجه مورد نظر باشید و سپس بینش پیدا کنید که چرا کاری را انجام داده‌اید یا انجام نداده‌اید؟ این گونه شما در مورد جهان خود و دیگران بیشتر می‌آموزید. در اصل بعضی از افراد بلافاصله این درس‌ها را می‌آموزند، در حالی که دیگران مدت زیادی را صرف حدس زدن می‌کنند. این که چقدر سریع از کارهای خود یاد می‌گیرید یا نمی‌آموزید؛ معمولاً به پیام‌های قبلی که دریافت کرده‌اید، مرتبط است. ایا کسی تاکنون از شما سوال کرده است: آیا واقعاً فکر می‌کنید که آن شخص دوست خوبی است؟ یا آیا واقعاً می‌خواهید آن را بخورید؟ این اظهارات به ظاهر بی مشکل که غالباً از زبان والدین شخص، خانواده فرد یا افراد صاحب قدرت شنیده می‌شود، بذرهای خودباوری و در اصل حدسیات را می‌کارند. بنابراین شما واقعاً نمی‌آموزید که چگونه تصمیمات خوبی بگیرید. شما بیشتر به فکر دیگران درباره تصمیمات شما هستید. هنگامی که این کار از طریق ترس از قضاوت انجام شود و هنگامی که تقویت کننده شامل جلوگیری از درد، تحقیر یا مجازات باشد، یادگیری آن دشوار است. برای جایگزین کرده دورهای تکرار با چرخه تکرار حال حاضر خود باید ابتدا روی فرآیند یادگیری خود به خوبی کار کنید. همچنین چرخه زمانی تکرار می‌شود اگر بخواهید یک تجربه گذشته را برای درست کردن آن، دوباره تجربه کنید. شما باید با گذشته خود آشتی کنید و از آن بیاموزید، نه به آن بیاویزید. شاید شما می‌خواهید پایان متفاوتی داشته باشید یا حس تسلط بر اوضاع را به دست بیاورید. این مسئله می‌تواند تمایل به تعطیلی، بینش در مورد رفتارهای طرف مقابل یا درک بهتر از خود باشد. برای شکستن دورهای تکرار در ادامه با ما باشید.

شکستن چرخه تکرار

به هر دلیلی که باشد، همه مواردی که نام بردیم در تکرار چرخه‌ها نقش دارند. در این بخش چند روش برای دستیابی به این امر آورده شده است. در این بخش، روش‌هایی برای شکستن دورهای تکرار به شما می‌آموزیم. بنابراین چرخه‌هایی که در آن مشغول به کار هستید، به جای آسیب رساندن به شما کمک می‌کنند.

  1. الگویی از رفتارها را ثبت کنید. اولین راهکار برای از بین بردن دورهای تکرار همین است. در اصل می‌توانید این کار را از طریق ضبط ویدیو، ژورنالیسم یا حتی به اشتراک گذاشتن سفر خود با دیگران (به عنوان مثال پادکست‌ها، وبلاگ نویسی، رسانه‌های اجتماعی) انجام دهید.
  2. دومین راهکار به شما می‌گوید که عوامل محرک خود را تعیین کنید. توجه کنید که این موارد، عواملی است که واقعاً می‌تواند چرخ دنده شما را خرد کند و مواردی است که نسبت به آنچه انتظار می‌رود؛ نسبت به آن‌ها واکنش عاطفی یا ذهنی اغراق آمیز دارد. شما می‌توانید از خود بپرسید: واکنش من نسبت به این رویداد چیست؟ آیا واقعاً فقط در مورد این رویداد است یا همه رویدادهایی که شبیه این واقعه هستند؟
  3. برای شکستن این چرخه تکرار شما باید پاسخ‌های خود را در مورد این عوامل محرک درک کنید. برای مثال از خود بپرسید: وقتی فلان کار اتفاق می‌افتد، چه کاری انجام می‌دهید؟ چرا چنین پاسخی دادید؟ آیا این یک واکنش مورد انتظار است؟ آیا دیگران با توجه به شرایط مشابه به همین روش پاسخ می‌دهند؟ آیا دوست دارید متفاوت‌تر و یا سازگارتر پاسخ دهید؟ مهم است که این کار به روش غیر داوری و عاری از شرم انجام شود. به یاد داشته باشید که شما در تلاش برای درک بهتر خود و الگوهای رفتاری خود هستید. خویشتن دوستی را فراموش نکنید. در اصل به یاد داشته باشید که این فرآیند در مورد پرورش شرم یا پرورش احساس گناه نیست.
  4. مورد بعدی برای جلوگیری از تکرار دورهای تکرار این است که یک فرضیه بسازید. در این مرحله شما دلیل اصلی الگوهای رفتاری، محرک‌ها و پاسخ‌های خود را با هم هماهنگ می‌کنید. از خود بپرسید که این چه زمانی شروع شد؟ چه زمانی را به یاد می‌آورید که این فکر را کرده‌اید؟ اولین خاطره شما چیست که شما را به این واکنش خاص عاطفی، ذهنی یا رفتاری گره می‌زند؟ دیگران در آن لحظات چگونه با شما رفتار کرده‌اند؟ در مورد این شخص، وضعیت یا واقعه چه پیام‌هایی را به خود می‌گویید؟ (در نظر داشته باشید که یک پزشک بهداشت و روان هم می‌تواند در این مسئله به شما کمک کند؛ می‌تواند با یک درمانگر در اطراف خود ملاقات کنید یا مشاوره آنلاین را تجربه کنید)
  5. پله آخر در مورد شکستن دورهای تکرار این است که از خود بپرسید، آیا این اعتقاد یا رفتار در خدمت شما است؟ صادق باشید و از خود بپرسید که آیا رعایت این الگوی رفتاری و درگیر شدن در این چرخه تکرار به شما کمک می‌کند؟ آیا شما به دلیل آن، انسان بهتری هستید؟ یا این که این عمل باعث تخریب شخصیت شما می‌شود؟

با کشف این عوامل و الگوهای رفتاری، می‌توانید چیزهایی را که مانع شما می‌شوند، بیاموزید. به خاطر داشته باشید که اگر شما می‌توانید الگوهای ناسالم را یاد بگیرید؛ بنابراین می‌توانید الگوهای سالم را نیز یاد بگیرید. برای شما هرگز دیر نیست و بهبودی امکان پذیر است.

اگر می‌خواهید یک تغییر پایدار داشته باشید!

اگر می‌خواهید یک تغییر پایدار داشته باشید، باید حتماً در کار خود عمیق و دقیق باشید. آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا افراد کاملاً باهوش، کارهای واضح و متناقضی را انجام می‌دهند؟ چرا ما معمولاً به همان نوع روابط مخرب جذب می‌شیم؟ در مورد جذب شدن به شباهت‌ها یا تفاوت‌ها در مقاله قبل به شما مطالبی را ارائه دادیم. چرا اصلاً خود ما مدام خرابکاری می‌کنیم؟ چرا وقتی خیلی تلاش می‌کنیم تا تغییر کنیم؛ به طور مزمنی در تغییر تاخیر داریم؟ مثلاً می‌توانیم تصمیمات مالی بدی بگیریم یا به چیزی اعتیاد داشته باشیم و شکستن دورهای تکرار هر روز برای ما سخت‌تر می‌شود. در این زمینه، فروید این استعاره را مطرح کرده است که ذهن ما مانند یخچال است (به اصطلاح مدل توپوگرافی ذهن). بسیاری از مواردی که به ما انگیزه می‌دهند و به ما مربوط می‌شوند (مثلاً ما را عقب نگه می‌دارند یا ما را به جلو سوق می‌دهند) در زیر سطح آگاهی نهفته است. ما تمام تلاش خود را می‌کنیم تا با آنچه می‌دانیم کار کنیم: نوک یخچال به منزله ذهن آگاه است اما نیروهای قدرتمند در زیر این سطح قرار دارند که به آن ذهن ناخودآگاه می‌گوییم. جایی که دورهای تکرار و چرخه تکرار اتفاق می‌افتد. در اصل ذهن ناخودآگاه به عنوان ظرفی برای جنبه‌های جدا شده، ناخواسته و ترسناک زندگی ما تصور می‌شود. در اصل آن‌ها احساسات، افکار و تجربیاتی است که نمی‌توانیم آگاهانه با آن‌ها روبرو شویم. ذهن خود را با دفن آن‌ها در ناخودآگاه برای حفظ امنیت از خود در برابر چنین خطرات درک شده‌ای، محافظت می‌کند. فروید این را سرکوب نامید. در اصل مانند زمانی است که ما پیامدهای منفی را در سرکوب خشم هم تجربه می‌کنیم. بنابراین سرکوب، پاسخ مناسبی در برابر آن نیست. اما از آنجا که این تجارب هنوز بسیار زنده هستند؛ ظرف ناخودآگاه در اصل مانند گوری است که مملو از موجودات زنده است. در اصل آنچه در آنجا دفن می‌شود نمرده است و هنوز حرف خودش را می‌زند. مدل‌های روان درمانی مانند روانکاوی که به زیر سطح آگاهی می‌رسند، انواع مدل‌هایی هستند که می‌توانند به شما فرصتی واقعی برای شکستن این دورهای تکرار و چرخه تکرار مرگ بار و در عین حال کاملاً انسانی بدهند. در اصل این گونه مشکلات شما از ریشه و از ظرف ناخودآگاه شما برطرف می‌شود. شما زمانی که به ناخودآگاه خود نوری می‌تابانید، بهتر می‌توانید تشخیص دهید در آنجا چه اتفاقی می‌افتد. در اصل روبرو شدن با ترس و خیالات ناخودآگاه ما و نه اجتناب از آن‌ها، دیدگاه کاملاً جدیدی را برای ما به وجود می‌آورد.

در این مقاله در مورد شکستن دورهای تکرار و چیستی چرخه تکرار به شما مطالبی را ارائه دادیم. امیدواریم برای شما مفید بوده باشد.

بازگشت به وبلاگ