گروه روانشناسی راز رویش

آگاهی کلید درمان است.

لوگو برگ

راز رویش یک واحد روانشناسی مشاوره‌ای، آموزشی و پژوهشی است که در گروه پژوهشی کودک و نوجوان با مجوز رسمی از وزارت علوم تحقیقات و فناوری با مدیریت مونا فدایی از سال ۱۳۹۷ آغاز به کار کرده است. این واحد با استفاده از ابزارهای جدید آموزشی از جمله فضای مجازی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی و تحلیلی در پی آشنایی هر چه بیشتر عموم مردم با مباحث علمی روز در روانشناسی و به طور خاص شخصیت‌شناسی با نگاهی جدید است.

ادامه

فروخوردن خشم چه عواقبی دارد؟ وقتی عصبانیت خود را رد می‌کنیم، در حقیقت بخشی از انسانیت خود را نادیده می‌گیریم.عملی آگاهانه که برای پوشاندن یک فکر، احساس یا اصرار نسبت به رفتاری که ممکن است باعث اضطراب شود. بسیار از ما هر از گاهی به جای کنترل خشم و عصبانیت خود از سرکوب آن استفاده می‌کنیم. لازم به ذکر است که در بعضی مواقع می‌تواند سازنده باشد، مانند زمانی که بحث داغ درگیری را برای زمان مناسب‌تری به تعویق می‌اندازیم. با این حال اگر به طور روزمره برای مقابله با خشم استفاده شود، تاثیر استفاده از این مکانیسم دفاعی به میزان قابل توجهی زیان بارتر است. سرکوب خشم تاثیراتی دارد. پیش از این در مورد کنترل خشم و کنترل خشم کودکان با شما صحبت کرده بودیم. اکنون در مورد سرکوب آن صحبت می‌کنیم.

سرکوب خشم

از دیدگاه ما در حقیقت بسیاری از مراجعین ما لحظاتی از فروخوردن خشم را تجربه کرده‌اند؛ چه در مورد یک شریک زندگی، یک دوست یا در محل کار! برخی از آن‌ها سرکوب را به دلیل ترس از آسیب رساندن به احساسات یکی از عزیزانشان به کار گرفته‌اند. برخی دیگر گزارش کرده‌اند که به دلیل ترس از ترک، از سرکوب خشم استفاده می‌کنند. برخی هم به دلیل ترس از تضعیف وضعیت خود یا حتی اخراج، خشم خود را در محل کار سرکوب کرده‌اند. پیش بینی شرم ممکن است در اضطرابی که به سرکوب خشم دامن می‌زند نیز نقش داشته باشد. وقتی احساس می‌کنیم که از عصبانیت منصرف می‌شویم، تجربه یا ابزار آن تهدیدی برای احساس خودمان است که در نتیجه باعث شرم می‌شود.

احساسات ما پیامی برای ما هستند

 

احساسات ما اطلاعات مهمی در مورد چشم انداز داخلی ما فراهم می‌کنند. عصبانیت ما معمولاً واکنشی به نوعی از درد عاطفی است. یعنی احساس بی احترامی، ناتوانی، شرم، گناه یا غم! با این حال احساسات و افکار ما به دنبال تایید و تکریم هستند. هر زمان از آن‌ها غافل می‌شویم، از خودآگاهی می‌کاهیم و در نتیجه ارتباط خود را با آنچه برای آن ارزش قائل هستیم، از دست می‌دهیم. شناخت، پذیرش و ارج نهادن به خشم ما، متمایز از واکنش تکان دهنده در برابر آن است. آن‌ها به جای واکنش در برابر خشم ما، به ظرفیت مکث و تامل نیاز دارند. فروخوردن خشم یا سرکوب خشم همیشه راه حل مناسبی نیست.

برخی از پیامدهای منفی سرکوب

در حقیقت وقتی خشم خود را سرکوب می‌کنیم، بخشی از انسانیت خود را نادیده می‌گیریم. در این مسئله جدا از پذیرش کامل احساسات خود، از جمله عصبانیت، عدسی را تحریک می‌کنیم که از طریق آن جهان خود را مشاهده می‌کنیم و از طریق آن برداشت و تحریف شده به آن واکنش نشان می‌دهیم. زمانی که ما دچار خشم می‌شویم؛ از درد عاطفی که به آن دامن می‌زند فرار می‌کنیم. به همین ترتیب سرکوب فقط یکی از اشکال اجتناب عاطفی است که ممکن است سرمایه گذاری عاطفی را در زندگی ما و اطرافیان مانع کند. پس شنیدن این خبر برای شما تعجب آور نیست که سرکوب خشم می‌تواند به افسردگی کمک کند. بنابراین به پیامدهای منفی فروخوردن خشم می‌توان به افسردگی اشاره کرد.

کاهش همدلی

سرکوب خشم گاهی می‌تواند ما را نسبت به درد و عصبانیت دیگران کور کند، زیر اضطراب ما با توجه به احساسات و افکار آن‌ها رقابت می‌کند. در نتیجه ممکن است از بحث درگیری، الگویی که اغلب منجر به اختلاف جدی‌تری در روابط صمیمی می‌شود و فقط احساس انزوا برای هر یک از شرکا را افزایش می‌دهد، پرهیز کنیم. یک مطالعه اخیر در مورد فروخوردن خشم به بررسی تاثیر خشم سرکوب شده در بیان احساسات و شناخت خشم در دیگران پرداخت. گروهی از دانشجویان دانشگاه، فیلم‌هایی را مشاهده کردند که در آن چهره‌ای از حالت خنثی به بیان کامل احساسات (شادی، غم، ترس، عصبانیت، تعجب و انزجار) تبدیل می‌شد. افرادی که به عنوان سرکوب خشم بالا ارزیابی می‌شوند، درک صورت آن‌ها از عصبانیت کندتر است و چنین عباراتی را نسبت به افرادی که عصبانیت سرکوب شده کمی دارند، لذت بخش‌تر و با هیجان کم‌تر ارزیابی می‌کنند. به علاوه آن‌ها ترس را کم‌تر از کسانی که عصبانیت سرکوب شده، داشته‌اند؛ لذت بخش ارزیابی کردند. بر اساس این یافته، درک این که چگونه چنین سرکوبی می‌تواند ارتباط موثر را در روابط ما مختل کند، آسان است. شاید از خود بپرسید که سرکوب خشم نوعی اختلال روانی یا بیماری ذهنی است؟ باید پاسخ بدهیم که خیر اما می‌تواند منجر به اختلالات روانی شود.

تاثیر بر رفتار

در مطالعه دیگری، 97 شرکت کننده از نظر سرکوب بیانی (سرکوب رفتار) و خشم (گرایش مداوم برای برانگیختگی خشم) ارزیابی شدند. آن‌ها سپس از دو کلیپ فیلم خشم آور و دو عصبانیت دیدن کردند. هنگام مشاهده این کلیپ‌ها، حالت‌های چهره آن‌ها ضبط و بعداً برای بیان رفتار خشم کدگذاری شد. پس از هر بار مشاهده، شرکت کنندگان تجربه ذهنی خود را از خشم ارزیابی کردند و در مورد تجربیات خود نوشتند. در پاسخ به فیلم‌های القاکننده خشم، کسانی که نسب به سرکوب خشم از نوع بیانی نمره بالاتری کسب کردند، با توجه به تجربه ذهنی و بیان رفتار عصبانیت، پایین‌تر بودند. در مقابل آن، گروه‌ها هیچ تفاوتی از نظر فیلم‌های غیر عصبانی نشان ندادند. این مطالعه در خصوص فروخوردن خشم نشان می‌دهد که چگونه سرکوب می‌تواند به سوء تفاهم در روابط ما بی‌افزاید. به دنبال یک بحث، یک شریک ممکن است از نگرانی و عصبانیت مسئله‌ای از او دور شود در صورتی که شریک دیگر از ماجرا آگاهی ندارد. به نوعی استرس پنهان دارد. یا ممکن است شریکی که خشم را سرکوب می‌کند، نشانه‌های عصبانیت را در طرف دیگر تشخیص ندهد. سرکوب خشم به عنوان واکنشی به اضطراب، می‌تواند تاثیر منفی به واکنش ما در برابر رد شدن داشته باشد. در یک مطالعه از 170 دانشجوی کارشناسی خواسته شد که تجربیات خود را در موقعیت‌های روزمره که برای ایجاد خشم طراحی شده‌اند، توصیف کنند. در نهایت مشخص شد که افراد با اضطراب اجتماعی پایین، کم‌ترین خشم و سرکوب خشم را گزارش می‌کنند.

سرکوب خشم در محل کار

سرکوب خشم در محل کار می‌تواند بر پیشرفت، همکاری موثر و حتی رضایت شغلی تاثیر منفی بگذارد. این مسئله ممکن است به یک رفتار منفعلانه کمک کند که ممکن است شامل عدم ابراز عقاید مفید باشد و عدم انتقال ارتباطاتی که برای جریان تجاری ضروری است. در مطالعه‌ای دیگر در مورد فروخوردن خشم ، از گروهی از مدیران و غیر مدیران خواسته شد که دفترچه وقایع برانگیزاننده عصبانیت را در طی یک دوره چهار هفته‌ای حفظ کنند. علاوه بر این، آن‌ها از نظر صفت خشم و رضایت شغلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. بیش از نیمی از آن‌ها چنین رویدادهایی را گزارش کردند، در حالی که خشم در کسانی که چنین رویدادهایی را شناسایی می‌کنند، بیشتر است. علاوه بر این موضوع، مطالعه دیگری نشان داد که کسانی که در سرکوب خشم قدرت بالایی دارند، تمایل دارند خشم خود را به افراد غیردرگیر ابراز کنند یا سکوت کنند. ما به عنوان پزشکان، با افرادی کار کرده‌ایم که تحت فشار تنش عصبانیت سرکوب شده در محل کار قرار دارند. برخی با شغل خود می‌مانند اما شکایت خود را نشخوار می‌کنند؛ در حالی که برخی دیگر بدون این که حرفی بزنند از شغل خود خارج شده‌اند.

حضور در زندگی

سرکوب خشم نیاز به تلاش و انرژی دارد و به همین ترتیب، در حضور کامل خود و زندگی تداخل ایجاد می‌کند. این مسئله می‌تواند روابط شخصی و روابط کاری را تحت تاثیر قرار دهد. به عنوان مثال، مذاکرات موثر مستلزم حضور کامل در خواسته‌های ما است. در حالی که با کسانی که با آن‌ها مذاکره می‌کنیم، حضور داریم. در یک مطالعه تاثیر آن را بررسی کردیم که با 204 دانشجوی مقطع کارشناسی که از آن‌ها خواسته شد در مذاکره با رایانه شرکت کنند، ارزیابی کردیم. مذاکره کنندگان با عصبانیت سرکوب شده قادر به تمرکز بر روی مذاکره نبوده و عملکرد پایین‌تری نسبت به بقیه افراد داشتند. توصیه این بود که کسانی که فروخوردن خشم را دارند، از تاثیر آن اگاهی پیدا کنند و استراتژی‌هایی را طراحی کنند که می‌تواند به آن‌ها در تمرکز کمک کند. سرکوب خشم شامل انحراف توجه و انرژی است. با این وجود تنها با حضور کامل در کنار خود هستیم که می‌توانیم در روابط خود و به طور کلی در زندگی حضور کاملی داشته باشیم.

وضوح

پرداختن به سرکوب خشم چالشی است که نیاز به افزایش احساس ایمنی همراه با عصبانیت ما دارد. تا حدی، با افزایش آگاهی از ترس‌های مرتبط با عصبانیت ما و این که چگونه سرکوب ما از تلاش برای محافظت از ما در برابر آسیب ناشی می‌شود، شروع می‌شود. مقابله با این چالش همچنین خواستار شناسایی عوامل توسعه‌ای است که از سرکوب ما و چگونگی عبور از کنار آن‌ها حمایت می‌کنند. این مسئله نیاز به یادگیری مهارت‌های ارتباطی دارد که نشان دهنده توجه دلسوزانه به نیازهای ما است که به روشی دلسوزانه با دیگران بیان می‌شود. تعداد کمی از ما در خانواده‌هایی بزرگ شدیم که این مهارت‌ها را ارائه می‌دهند. خوشبختانه مهم است که به یاد داشته باشیم که می‌‎توانیم آن‌ها را یاد بگیریم. در نهایت با اعتراف به خشم خود و ارج نهادن به آن به روشی سازنده در زندگی روزمره خود پایه و توان بیشتری پیدا کنیم.

بازگشت به وبلاگ