گروه روانشناسی راز رویش

آگاهی کلید درمان است.

لوگو برگ

راز رویش یک واحد روانشناسی مشاوره‌ای، آموزشی و پژوهشی است که در گروه پژوهشی کودک و نوجوان با مجوز رسمی از وزارت علوم تحقیقات و فناوری با مدیریت مونا فدایی از سال ۱۳۹۷ آغاز به کار کرده است. این واحد با استفاده از ابزارهای جدید آموزشی از جمله فضای مجازی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی و تحلیلی در پی آشنایی هر چه بیشتر عموم مردم با مباحث علمی روز در روانشناسی و به طور خاص شخصیت‌شناسی با نگاهی جدید است.

ادامه

در این مقاله به دردهای مزمن می‌پردازیم. درد مزمن چیست؟ بگذارید ابتدا شما را با این مفهوم آشنا کنیم. وقتی کسی اجاق گاز را لمس می‌کند و انگشتانش را می‌سوزاند، کمی درد طبیعی است. در حقیقت این مسئله یک واکنش سالم در برابر تهدید در محیط است، که به او هشدار می‌دهد رفتار خود را فوراً تغییر دهد. اما گاهی اوقات درد مدت‌ها پس از عبور از خطر ادامه می‌یابد و مزمن می‌شود. درد مزمن به صورت سردرد، مشکلات مفصلی یا فیبرومیالژیا کامل می‌تواند زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد. برای بسیاری از مردم درمان قطعی برای درد وجود ندارد و حتی ممکن است اشتغال و روابط را از بین ببرد. این مسئله می‌تواند تحت تاثیر عوامل بسیاری قرار بگیرد، این موارد از جمله احساسات و حافظه است.

علل و علائم درد مزمن

با بروز آسیب، حسگرهای درد روشن می‌شوند و از طریق سیگنال الکتریکی به مغز انسان پیام می‌دهند. درد طبیعی مانند سردرد جزئی با چندین آسپرین یا گذشت زمان قابل تسکین است؛ اما درد مزمن چیز دیگری است. در اصل مدت‌ها پس از آسیب دیدگی اصلی یا شروع درد، مغز همچنان سیگنال‌های درد را دریافت می‌کند. در ادامه بررسی می‌کنیم که علائم درد مزمن چیست؟ چگونه باید آن را بشناسیم؟

علائم درد مزمن چیست؟

درد ناشی از یک بیماری مزمن می‌تواند از یک درد کسل کننده تا یک عذاب ضربان دار باشد. علائم دیگر دردهای مزمن ممکن است شامل خستگی، خستگی در روز، کم خوابی یا تغییرات خلقی باشد. گاهی اوقات درد به حدی شدید است که در عملکرد و لذت روزمره می‌تواند اختلال ایجاد کند. درد مزمن همچنین می‌تواند منجر به مشکلات شناختی و حتی در بعضی موارد افسردگی شود.

درد مزمن چه مدت طول می‌کشد؟

به طور کلی هر دردی که سه ماه یا بیشتر طول بکشد مزمن محسوب می‌شود. برای کسانی که خوش شانس هستند، درد مزمن می‌تواند طی چند ماه به پایان برسد، اما برای دیگران درد مزمن می‌تواند تا بی نهایت ادامه پیدا کند. این مسئله ممکن است موجب اضطراب و استرس شما شود و در نهایت به افسردگی شما ختم شود.

چه کسانی بیشتر در معرض خطر هستند؟

سوال بعدی که ممکن است در خصوص دردهای مزمن ذهن اکثر افراد را درگیر کند این مسئله است که بیشتر چه کسانی در معرض خطر درد مزمن هستند؟ ما این جا هستیم تا به شما پاسخ دهیم. در حالی که هر کسی می‌تواند از این درد رنج ببرد؛ اما به طور کلی اگر زن بالای 65 سال، دارای اضافه وزن، افسردگی یا سابقه اعتیاد یا استعمال سیگار باشد؛ می‌تواند مستعدتر از بقیه گروه‌ها باشد. در نظر داشته باشید که انجام عمل جراحی همچنین می‌تواند شانس ابتلا به درد مزمن را در افراد افزایش دهد.

چگونه درد مزمن را کنترل کنیم؟

بعد از بررسی علائم دردهای مزمن و بررسی این مورد که بیشتر چه افرادی در معرض خطر هستند؟ به این مسئله می‌پردازیم که چگونه می‌توان این درد را کنترل کرد و با آن کنار آمد؟ در نظر داشته باشید که در صورت تداوم درد، بیمار ممکن است فردی عصبی و با خشم زیاد شود. درد به طور سنتی در درجه اول به عنوان یک مشکل جسمی درمان می‌شود. به بیماران دارو، فیزیوتراپی یا در موارد شدید جراحی داده می‌شود. در حالی که این روش‌ها به برخی افراد کمک می‌کرد؛ دیگران در اصل عواقب منفی متوسط تا شدیدی از جمله عوارض جراحی و اعتیاد به داروهای ضد درد و مواد افیونی را تجربه می‌کردند. امروزه متخصصان درک می‌کنند که درد می‌تواند در سطوح روانشناختی و اجتماعی نیز رفع شود. اگر چه درد هر فرد متفاوت است و ممکن است به مداخلات مختلف پاسخ دهد، اما استراتژی‌های خاصی وجود دارد که می‌تواند به مدیریت علائم درد مزمن کمک کند. در ادامه برای مدیریت این درد با ما باشید.

آیا همه درد در سر یک فرد است؟

از لحاظ تاریخی و علمی اگر بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم باید بگوییم که درد یک احساس جسمی و فیزیکی در بدن احساس می‌شد. تحقیقات و مطالعات اخیر نشان می‌دهد که درد برخی از مناطق مشابه مغز را که از عهده احساسات برمی‌آیند، فعال می‌کند؛ مانند سیستم لیمبیک در مغز! این سیستم عهده دار مسائل احساسی ما است. این مسئله به آن معنا است که درد ممکن است توسط عوامل بیولوژیکی، روانشناختی یا اجتماعی ایجاد یا تشدید شود. این مسئله می‌تواند راه‌های بیشتری را برای درمان موثر باز کند. در ادامه به درمان دردهای مزمن و عمده درمان درد مزمن می‌پردازیم.

عمده درمان‌های درد مزمن چیست؟

تنفس و مراقبه می‌تواند به کاهش علائم استرس که باعث تشدید درد می‌شود، کمک کند. قبلاً ذکر کردیم که درد مزمن می‌تواند منجر به استرس شما شود که خود این استرس می‌تواند شرایط را برای شما بدتر کند. پیشنهاد ما به شما برای کنترل بیشتر درد این است که بهتر است سیگار نکشید و الکل را محدود کنید. همچنین مواردی مانند رعایت بهداشت و خواب خوب، انجام ورزش کافی و غذای سالم می‌تواند اثرات مفیدی در بهبود درد مزمن شما داشته باشد. در نظر داشته باشید که بهتر است از نظر روانی خویشتن دوستی را برای خود اعمال کنید. این مسئله همیشه در کاهش دردها و آلام ما موثر است.

چگونه درد مزمن بر سلامت روان تاثیر می‌گذارد؟

یکی دیگر از سوالات مراجعین ما اغلب این مسئله است که آیا دردهای مزمن باعث بیماری‌های ذهنی می‌شوند؟ یا به اختلالات روانی ختم می‌شوند؟ باید بگوییم که درد مزمن می‌تواند به بروز مشکلات بهداشت روان مانند افسردگی و اضطراب کمک کند. مبتلایان به درد مزمن که با چنین چالش‌هایی دست و پنجه نرم می‌کنند، می‌توانند از مراجعه به یک درمانگر بهرمند شوند. حتی لازم به ذکر است که بدانید پزشک‌های بالینی وجود دارند که در درمان احساسات منفی ناشی از درد تخصص دارند. می‌توانید برای کنترل همه موارد، به آن‌ها مراجعه کنید.

درک روانشناسی در درد مزمن

اکثر مردم دردی مزمن را در نظر می‌گیرند (مانند دردی که ماه‌ها و یا سال‌ها از آن رنج می‌برند، مانند درد کمر یا آرتروز گردن). یک بیماری است که باید منحصراً توسط پزشک یا فیزیوتراپیست درمان شود. اگر چه این دیدگاه در خصوص درد مزمن رایج است، اما حقیقت آن اغلب نادر است. به ویژه در سال‌های اخیر آسیب‌های ناخواسته‌ای به دنبال خود داشته است. در این بخش ما یک مدل جایگزین برای دردهای مزمن را بر اساس بهترین تحقیقات درد موجود بررسی می‌کنیم. این مسئله می‌تواند آسیب‌ها را کاهش دهد در حالی که نتایج را بهبود می‌بخشد.

چگونگی تفکر مردم در مورد درد مزمن

چگونگی تفکر مردم در مورد درد مزمن به دو دلیل مهم است. یک دلیل این است که این درد یکی از رایج‌ترین انواع مشکلات سلامتی در میان بزرگسالان جهان است. به عنوان مثال آمارهای مرکز کنترل بیماری نشان می‌دهد که درد مزمن 20% بزرگسالان را درگیر می‌کند. این رقم چیزی حدود بیش از 50 میلیون در جامعه را نشان می‌دهد. بنابراین آنچه به فکر اجماع در مورد دردهای مزمن تبدیل شود، بسیاری از افراد را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از این دیدگاه مهم است. دلیل دوم اهمیت آن، این است که وقتی افراد مبتلا به این درد، وضعیت خود را فقط به عنوان یک مشکل پزشکی می‌بینند، احتمال دارد بیش از حد به درمان‌های پزشکی مانند داروهای ضد درد و جراحی اعتماد کنند. واضح است که برخی از بیماران مبتلا به این درد تنها با درمان‌های پزشکی نتایج عالی کسب می‌کنند. با این حال بسیاری دیگر از بیماران یا بهبودهای محدودی پیدا می‌کنند یا حتی آسیب‌هایی مانند عوارض جراحی یا اعتیاد به داروهای ضد درد را متحمل می‌شوند. هر چه بیمار به عنوان روش اصلی درمان علائم درد مزمن به رویکردهای پزشکی اعتماد کند، خطر ابتلا به این نتایج منفی نیز بیشتر خواهد بود.

درد مزمن

بر اساس بیش از نیم قرن تحقیق در مورد درد، اکنون می‌دانیم که تصور این که دردهای مزمن هم یک بیماری پزشکی است هم روانی، دقیق‌تر است. قسمت روانشناختی درد مزمن به میزان تاثیرات منفی اجتماعی، عاطفی و کیفیت زندگی توسط بیمار اشاره دارد. به همان روشی که بیماران مبتلا به این درد از نظر تاثیر پزشکی در وضعیت آن‌ها بسیار متفاوت است. مثلاً یک بیمار مبتلا به کمر درد ممکن است به کار خود ادامه دهد و بیشتر فعالیت‌های اجتماعی خود را به شکل اصلاح شده حفظ کند، در حالی که بیمار دیگری که دچار کمردرد مزمن است ممکن است بیکار و از نظر اجتماعی منزوی باشد. تحقیقات نشان می‌دهد به عنوان مثال 33 تا 50% بیماران مبتلا به درد مزمن سطح بالینی افسردگی یا اضطراب را گزارش می‌کنند. برای درک روانشناسی درد مزمن مراجعه به نظریه روانشناختی کلاسیک به نام سلسله مراتب نیازهای مازلو مفید است. ابراهیم مازلو معتقد است که انگیزه انسان را می‌توان از طریق انگیزه‌های ذاتی برای تحقق نیازهای جسمی، اجتماعی، فکری، عاطفی و معنوی درک کرد. وی همچنین معتقد بود که می‌توان این نیازها را از نیازهای اساسی مشترک در زندگی حیوانات (مانند ایمنی) به بالاترین سطح و تنها نیاز انسان که وی خودکار کردن می‌نامد، تقسیم کرد.

در خصوص دردهای مزمن اطلاعات کافی را سعی کردیم به شما دهیم. آیا درد مزمن را تجربه کرده‌اید؟ آیا این مطالب شما را یاد فردی در اطراف خود نمی‌اندازد؟ اکنون می‌توانید به کمک او برید و در صورت نیاز به درمانگر مراجعه کنید. امیدوارم این مطالب برای شما مفید باشد.

بازگشت به وبلاگ